فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 455
عمر بگذشت به بي حاصلي و بوالهوسي ، اي پسر جام مي ام ده که به پيري برسي چه شکرهاست در اين شهر که قانع شده اند ، شاهبازان طريقت به مقام مگسي دوش در خيل غلامان درش مي رفتم ، گفت اي عاشق بيچاره تو باري چه کسي با دل خون شده چون نافه خوشش بايد بود ، هر که مشهور جهان گشت به مشکين نفسي لمع البرق من الطور و آنست به ، فلعلي لک آت بشهاب قبس کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش ، وه که بس بي خبر از غلغل چندين جرسي بال بگشا و صفير از شجر طوبي زن ، حيف باشد چو تو مرغي که اسير قفسي تا چو مجمر نفسي دامن جانان گيرم ، جان نهاديم بر آتش ز پي خوش نفسي
چند پويد به هواي تو ز هر سو حافظ
،
يسر الله طريقا بک يا ملتمسي
تعبیر:
در گذر عمر غافل مانده اید اگر می خواهید به قله های موفقیت صعود کنید از تجربه ی پیران استفاده کنید تا خودتان نیز مانند عمری طولانی و با عزت داشته باشید. خیلی زود گول ظاهر مردم را می خورید و خودتان را کوچک می شمارید. مقامتان بالا می رود و زبانزد خاص و عام می شوید. | آنچه که سد راه تو شده است، بی فکری و سهل انگاری است. پی به ارزش و توانایی های خود نبرده ای. اکنون غم و حسرت فایده ای ندارد. آینده را دریاب و با تعمق و تعقل، دوباره سعی و تلاش کن. از پیله ی غم و اندوه بیرون بیا و کمی به خود و خانواده ات بیندیش.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 402
نکته اي دلکش بگويم خال آن مه رو ببين ، عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين عيب دل کردم که وحشي وضع و هرجايي مباش ، گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست ، جان صد صاحب دل آن جا بسته يک مو ببين عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند ، اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد ، با هواداران ره رو حيله هندو ببين اين که من در جست و جوي او ز خود فارغ شدم ، کس نديده ست و نبيند مثلش از هر سو ببين حافظ ار در گوشه محراب مي نالد رواست ، اي نصيحتگو خدا را آن خم ابرو ببين
از مراد شاه منصور اي فلک سر برمتاب
،
تيزي شمشير بنگر قوت بازو ببين
تعبیر:
به اهداف و افکار پراکنده ی خود سر و سامان بده و هر لحظه، تغییر عقیده نده. با دوستان مشورت کن تا بتوانی بهتر تصمیم بگیری. دو دل نباش. در هر کار اول فکر کن و جوانب کار را بسنج تا به مقصود و آرزوی خود برسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 33
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است ، چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتي که تو را هست با خدا ، کآخر دمي بپرس که ما را چه حاجت است اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم ، آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست ، در حضرت کريم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست ، چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمير منير دوست ، اظهار احتياج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمي ، گوهر چو دست داد به دريا چه حاجت است اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست ، احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار ، مي داندت وظيفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود
،
با مدعي نزاع و محاکا چه حاجت است
تعبیر:
تا زمانی که دست نیاز به سوی متکبران دراز می کنی به مقصود نخواهی رسید. به خود متکی باش و به خداوند توکل کن تا نیاز و خواسته ی تو برآورده شود. نیازمندان را از خود نران و مغرور و بی اعتنا نباش.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 111
عکس روي تو چو در آينه جام افتاد ، عارف از خنده مي در طمع خام افتاد حسن روي تو به يک جلوه که در آينه کرد ، اين همه نقش در آيينه اوهام افتاد اين همه عکس مي و نقش نگارين که نمود ، يک فروغ رخ ساقيست که در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد ، کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم ، اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه کند کز پي دوران نرود چون پرگار ، هر که در دايره گردش ايام افتاد در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ ، آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد اي خواجه که در صومعه بازم بيني ، کار ما با رخ ساقي و لب جام افتاد زير شمشير غمش رقص کنان بايد رفت ، کان که شد کشته او نيک سرانجام افتاد هر دمش با من دلسوخته لطفي دگر است ، اين گدا بين که چه شايسته انعام افتاد
صوفيان جمله حريفند و نظرباز ولي
،
زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
تعبیر:
فریب ظواهر هر کار را نخور و به عمق و پایان کار بیندیش. مشکلاتی که در سر راه تو قرار گرفته نتیجه ی خودبینی و عجله و مشورت نکردن در کارهاست. اگر امیدوار باشی و عاقلانه چاره اندیشی کنی می توانی شکست خود را جبران کنی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 156
به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد ، تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند ، کسي به حسن و ملاحت به يار ما نرسد به حق صحبت ديرين که هيچ محرم راز ، به يار يک جهت حق گزار ما نرسد هزار نقش برآيد ز کلک صنع و يکي ، به دلپذيري نقش نگار ما نرسد هزار نقد به بازار کائنات آرند ، يکي به سکه صاحب عيار ما نرسد دريغ قافله عمر کان چنان رفتند ، که گردشان به هواي ديار ما نرسد دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش ، که بد به خاطر اميدوار ما نرسد چنان بزي که اگر خاک ره شوي کس را ، غبار خاطري از ره گذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
،
به سمع پادشه کامگار ما نرسد
تعبیر:
هدف و مقصدی که در پیش داری بسیار خوب است. از طعنه ی حسودان و دشمنان نترس. با جلب محبت دیگران می توانی از کمک آنها استفاده کنی. دوستان صادق خود را رها نکن.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 451
خوش کرد ياوري فلکت روز داوري ، تا شکر چون کني و چه شکرانه آوري آن کس که اوفتاد خدايش گرفت دست ، گو بر تو باد تا غم افتادگان خوري در کوي عشق شوکت شاهي نمي خرند ، اقرار بندگي کن و اظهار چاکري ساقي به مژدگاني عيش از درم درآي ، تا يک دم از دلم غم دنيا به دربري در شاهراه جاه و بزرگي خطر بسيست ، آن به کز اين گريوه سبکبار بگذري سلطان و فکر لشکر و سوداي تاج و گنج ، درويش و امن خاطر و کنج قلندري يک حرف صوفيانه بگويم اجازت است ، اي نور ديده صلح به از جنگ و داوري نيل مراد بر حسب فکر و همت است ، از شاه نذر خير و ز توفيق ياوري
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوي
،
کاين خاک بهتر از عمل کيمياگري
تعبیر:
برای رفع مشکلات با تدبر و تعقل کار کن. دوستانه می توانی در حل مشکلات خود اقدام کنی. از خصومت و دشمنی بپرهیز. به آنچه که داری قانع باش تا محتاج نا جوانمردان نشوی. در روزگار سعادت به یاد دیگران باش و خدا را فراموش نکن. برای رسیدن به آرزو، به عقل و اراده ی خود تکیه کن و از خداوند کمک بطلب.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 410
اي قباي پادشاهي راست بر بالاي تو ، زينت تاج و نگين از گوهر والاي تو آفتاب فتح را هر دم طلوعي مي دهد ، از کلاه خسروي رخسار مه سيماي تو جلوه گاه طاير اقبال باشد هر کجا ، سايه اندازد هماي چتر گردون ساي تو از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف ، نکته اي هرگز نشد فوت از دل داناي تو آب حيوانش ز منقار بلاغت مي چکد ، طوطي خوش لهجه يعني کلک شکرخاي تو گر چه خورشيد فلک چشم و چراغ عالم است ، روشنايي بخش چشم اوست خاک پاي تو آن چه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار ، جرعه اي بود از زلال جام جان افزاي تو عرض حاجت در حريم حضرتت محتاج نيست ، راز کس مخفي نماند با فروغ راي تو
خسروا پيرانه سر حافظ جواني مي کند
،
بر اميد عفو جان بخش گنه فرساي تو
تعبیر:
موفقیت و پیروزی در انتظار تو است. دست به هر کاری بزنی نتیجه ی دلخواه را خواهی دید. ایمانی راسخ و اراده ای محکم داری. به زودی تغییر عمده ای در زندگیت حاصل می شود که نتیجه ی سعی و تلاش خودت است. مراقب باش تا مغرور نشوی زیرا غرور آفت عقل و خرد است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 315
به غير از آن که بشد دين و دانش از دستم ، بيا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد ، به خاک پاي عزيزت که عهد نشکستم چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق ، که در هواي رخت چون به مهر پيوستم بيار باده که عمريست تا من از سر امن ، به کنج عافيت از بهر عيش ننشستم اگر ز مردم هشياري اي نصيحتگو ، سخن به خاک ميفکن چرا که من مستم چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست ، که خدمتي به سزا برنيامد از دستم
بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت
،
که مرهمي بفرستم که خاطرش خستم
تعبیر:
به عهد و پیمان خود پایبند هستی و این بهترین محک برای صداقت و ایمان تو است. اگرچه امروز خود را مغبون می بینی اما در آینده به سعادت و نیکبختی خواهی رسید.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 1
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل ها به بوي نافه اي کاخر صبا زان طره بگشايد ، ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دل ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم ، جرس فرياد مي دارد که بربنديد محمل ها به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد ، که سالک بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل ، کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر ، نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفل ها
حضوري گر همي خواهي از او غايب مشو حافظ
،
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
تعبیر:
از سختی ها و مشکلات روزگار نترس و نا امید نباش. کارها را آسان نگیر و با مشورت و همکاری دیگران در رفع مشکلات بکوش.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 323
ز دست کوته خود زير بارم ، که از بالابلندان شرمسارم مگر زنجير مويي گيردم دست ، وگر نه سر به شيدايي برآرم ز چشم من بپرس اوضاع گردون ، که شب تا روز اختر مي شمارم بدين شکرانه مي بوسم لب جام ، که کرد آگه ز راز روزگارم اگر گفتم دعاي مي فروشان ، چه باشد حق نعمت مي گزارم من از بازوي خود دارم بسي شکر ، که زور مردم آزاري ندارم
سري دارم چو حافظ مست ليکن
،
به لطف آن سري اميدوارم
تعبیر:
خود را ناتوان و ضعیف احساس نکن زیرا اعتماد به نفس خود را از دست می دهی. در زندگی سرت به کار خودت مشغول است و این بسیار خوب است. به لطف و کمک دیگران امیدوار باش زیرا در صورت مقتضی به کمک تو خواهند آمد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 100
دي پير مي فروش که ذکرش به خير باد ، گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ياد گفتم به باد مي دهدم باده نام و ننگ ، گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد سود و زيان و مايه چو خواهد شدن ز دست ، از بهر اين معامله غمگين مباش و شاد بادت به دست باشد اگر دل نهي به هيچ ، در معرضي که تخت سليمان رود به باد
حافظ گرت ز پند حکيمان ملالت است
،
کوته کنيم قصه که عمرت دراز باد
تعبیر:
از کاری که در پیش گرفته ای نادم و پشیمان نباش و دو دلی و تردید به خود راه نده. نتیجه هرچه باشد به خیر و صلاح تو است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 13 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 214
ديدم به خواب خوش که به دستم پياله بود ، تعبير رفت و کار به دولت حواله بود چهل سال رنج و غصه کشيديم و عاقبت ، تدبير ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که مي خواستم ز بخت ، در چين زلف آن بت مشکين کلاله بود از دست برده بود خمار غمم سحر ، دولت مساعد آمد و مي در پياله بود بر آستان ميکده خون مي خورم مدام ، روزي ما ز خوان قدر اين نواله بود هر کو نکاشت مهر و ز خوبي گلي نچيد ، در رهگذار باد نگهبان لاله بود بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح ، آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود ديديم شعر دلکش حافظ به مدح شاه ، يک بيت از اين قصيده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشيد شيرگير
،
پيشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.